زين الدين محمود واصفى

107

بدايع الوقايع ( فارسى )

جواب قصيدهء چار در چار عبد الواسع جبلى اين است . وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ « * » « * * » ترا زين ملك و نام [ و ] عدل [ و ] داد است اى فريدون‌فر « 1 » * اساس [ و ] قدر و جاه و حشمت از جمشيد عاليتر به خلق‌خلق « 2 » و لطف و همت اى شاه كرم دايم * بطور مصطفى و يوسفى و عيسى و حيدر بود در سال و ماه و روزوشب اندر طواف اى شه * به كويت مشترى و زهره و خورشيد و مه انور كنند از جان‌ودل از ديده و سر دم‌به‌دم خدمت * ترا كيخسرو و دارا و كيكاووس و اسكندر براى جاه و مال و خدمت و دريوزه مىآيد * به كويت خسرو [ و ] خاقان به سويت طغرل و سنجر كفت ملك جهان از كوه و دشت و بحر و بر « 3 » كرده * غمام‌آسا پر از لعل و زبرجد لؤلؤ و گوهر ندارد همت و لطفت نهايت جود و احسان هم « 4 » * كرم كردى و بنمودى و فرمودى شدى سرور ترا شد رستم زال و فريدون و كى و بيزن * غلام و بنده [ و ] كهتر اسير « * * * » و خادم و چاكر اگر مدح و ثنا و وصف « * * * * » و تعريفت بشرح آيد * نگنجد در سما و ارض و عرش [ و ] لوح ، يك دفتر

--> ( 1 ) - T : عدل اى شاه فريدون‌فر ( 2 ) - A : به حلق خلق ( 3 ) - A ، C : در حاشيه : پر ( 4 ) - T : اين بيت را ندارد ( * ) س 2 : اليه انسبه . ( * * ) س 2 : قرآن سوره 11 آيهء 88 ( * * * ) س 18 : كهتر امير ( * * * * ) س 19 : ثنا وصف